سه مسیر در ماه هنر برای دیدن دوباره هنر در تهران

تهران از تاریخ ۳۰ مرداد تا ۲۰ شهریور، میزبان نخستین دوره از «ماه هنر تهران» است. رویدادی که تلاش دارد برای مدتی، نقشه هنری پایتخت را از شکل معمول نمایشگاههای پراکنده خارج کند و مجموعهای از گالریها و فضاهای هنری را در قالب یک اتفاق مشترک کنار هم قرار دهد. «برای مردم، برای شهر، برای هنر» عنوان و ایده محوری این رویداد است. سه عبارتی که در کنار یکدیگر، قرار است نسبت هنر معاصر را با مخاطب، با محیط شهری و با هنر بازتعریف کنند. بر اساس اطلاعات منتشرشده، ماه هنر تهران در بیش از ۱۰۰ مرکز فرهنگی و هنری برگزار میشود و ۵۴ نمایشگاه در این برنامه پیش روی مخاطبان قرار گرفته است.
اهمیت این رویداد را شاید بتوان بیش از تعداد گالریها و نمایشگاهها، در تلاش آن برای ایجاد یک گفتوگوی جمعی میان فضاهای مختلف هنری جستوجو کرد. گالریها هر کدام به صورت مستقل نمایشگاههای خود را برگزار میکنند، اما قرار گرفتن آنها ذیل یک عنوان مشترک، امکان خوانش دیگری از وضعیت هنر معاصر تهران به وجود میآورد. در این میان، سه مفهوم «مردم»، «شهر» و «هنر» صرفاً سه شعار تبلیغاتی نیستند، بلکه میتوان آنها را سه زاویه برای نگاه کردن به نمایشگاههایی دانست که در نقاط مختلف تهران شکل گرفتهاند.
در میان گالریهای حاضر، بخشی از برنامهها با محور «برای مردم» تعریف شده است. در این بخش، گالری ژاله، گالری شیث، گالری ژورا و گالری دنا قرار گرفتهاند. انتخاب این محور را میتوان تلاشی برای برجسته کردن رابطه میان اثر هنری و مخاطب دانست؛ رابطهای که در سالهای اخیر یکی از مسائل مهم فضای هنرهای تجسمی بوده است. گالری به طور سنتی محل ارائه اثر به مخاطب تخصصیتر بوده، اما رویدادی مانند ماه هنر تهران میکوشد این مرز را گستردهتر کند و مخاطب عمومی را نیز بخشی از جریان هنر بداند.
گالری ژورا در همین چارچوب، نمایشگاه گروهی نقاشی و مجسمه «عبور» را همزمان با ماه هنر تهران برگزار کرده است. چنین انتخابهایی نشان میدهد که محور «برای مردم» الزاماً به معنای ارائه آثاری ساده یا صرفاً عامهپسند نیست؛ بلکه میتواند به معنای فراهم کردن موقعیتی برای مواجهه مخاطب با طیف متنوعی از نگاهها و شیوههای هنری باشد.
در سوی دیگر این تقسیمبندی، گالری بینا، گالری میرانا و گالری جاوید با محور «برای شهر» در این رویداد حضور دارند. این بخش از برنامه، شاید بیش از دو محور دیگر امکان گفتوگو درباره خود تهران را فراهم کند. شهر فقط پسزمینهای برای نمایش آثار نیست؛ میتواند موضوع، خاطره، تجربه زیسته و حتی ماده اولیه اثر هنری باشد. تهران با محلههای متنوع، معماری در حال تغییر، فضاهای عمومی، خیابانها، خاطرات جمعی و تضادهای اجتماعی خود، همواره یکی از منابع مهم برای هنرمندان بوده است.
از این منظر، قرار گرفتن تعدادی از گالریها در محور «برای شهر» میتواند فرصتی برای بازخوانی رابطه هنر و زندگی شهری باشد. هنرمند در اینجا تنها به خلق یک اثر در فضای بسته گالری نمیپردازد، بلکه شهر و تجربه زیستن در آن میتواند به بخشی از فرایند تولید و دریافت اثر تبدیل شود. این نگاه، هنر را از یک امر صرفاً نمایشگاهی فاصله میدهد و آن را به تجربه روزمره شهروندان نزدیکتر میکند.
اما سومین محور، یعنی «برای هنر»، مستقیماً به خود میدان هنر و مسئله تولید و نمایش اثر بازمیگردد. گالری ایرانشهر، آرتسنتر و گالری سیحون در این بخش از ماه هنر تهران نمایشگاه برگزار کردهاند. در اینجا میتوان پرسشهایی درباره خود هنر، زبانهای مختلف هنر معاصر، تجربه هنرمند و نسبت میان اثر، نمایشگاه و مخاطب را دنبال کرد.
قرار گرفتن گالریهای باسابقه و شناختهشده در این محور نیز اهمیت دارد؛ چرا که بخشی از اعتبار یک رویداد هنری به توانایی آن در ایجاد پیوند میان نسلها، جریانهای هنری و تجربههای مختلف نمایشگاهی وابسته است. نمایشگاههای این بخش میتوانند بیش از آنکه صرفاً درباره موضوعات بیرونی باشند، به خود اثر هنری، کیفیتهای بصری، شیوههای بیان و جایگاه هنر در فضای معاصر توجه کنند.
ماه هنر تهران البته تنها به گالریها محدود نیست. گزارشهای منتشرشده از حضور کافهها، فضاهای هنری مستقل، پروژههای هنری و دیگر مراکز فرهنگی نیز خبر میدهند و همین گستردگی، رویداد را از یک برنامه معمول گالریمحور متمایز میکند. گالری اینفو نیز در معرفی این رویداد از برگزاری برنامه در بیش از ۱۰۰ مرکز فرهنگی و هنری تهران خبر داده است.
یکی از نمونههای قابل توجه در این میان، پروژه «آن سوی دیوار، این سوی پنجره» در گالری ماد است که با کیوریتوری سپیده ذرات و حضور ۳۹ هنرمند برگزار میشود. این پروژه با ارائه ۷۰ اثر تلاش میکند دو مفهوم «دیوار» و «پنجره» را به عنوان عناصری در تجربه انسانی و زیست شهری مورد توجه قرار دهد. تنوع آثار، از نقاشی و طراحی تا مجسمه، اینستالیشن، کلاژ و اسمبلاژ، نشان میدهد که چگونه یک موضوع واحد میتواند از مسیر رسانههای مختلف هنری مورد بررسی قرار گیرد.
این نمونه همچنین نشان میدهد که مرز میان سه محور «برای مردم، برای شهر، برای هنر» لزوماً مرزی قطعی و غیرقابل عبور نیست. یک نمایشگاه میتواند هم درباره شهر باشد، هم مخاطب را درگیر کند و هم مسئلهای هنری را پیش بکشد. در واقع، یکی از جذابیتهای این سهگانه همین همپوشانی است. هنر برای مردم، بدون توجه به شهر و بستر اجتماعی آن قابل تصور نیست و هنر برای شهر نیز بدون مخاطب معنای کاملی پیدا نمیکند. در نهایت، هر سه مسیر به یک نقطه مشترک میرسند: تلاش برای ایجاد رابطهای زنده میان اثر هنری و زندگی.
از این منظر، ماه هنر تهران را میتوان تلاشی برای تبدیل کردن تهران به یک بستر گسترده نمایشگاهی دانست؛ شهری که در طول برگزاری این رویداد، گالریها و فضاهای هنری آن نه به صورت جزیرههای جدا از هم، بلکه به عنوان بخشهایی از یک جریان بزرگتر دیده میشوند. مخاطب میتواند در نقاط مختلف شهر به تماشای نمایشگاهها برود و در عین حال، تصویری گستردهتر از آنچه در فضای هنرهای تجسمی تهران میگذرد به دست آورد.
نکته مهم دیگر، ایجاد امکان ارتباط میان مخاطبان مختلف است. یکی از مشکلات همیشگی هنرهای تجسمی، محدود ماندن بخشی از فعالیتهای گالریها به مخاطبان حرفهای و پیگیر هنر است. ماه هنر تهران با انتخاب عنوان «برای مردم» در کنار «برای شهر» و «برای هنر»، دستکم در سطح ایده، میکوشد این فاصله را کمتر کند. حضور مخاطب عمومی در گالریها و فضاهای هنری میتواند به همان اندازه که برای مخاطب تجربهای تازه است، برای خود گالریها و هنرمندان نیز فرصتی برای شناخت مخاطبان جدید باشد.
در نهایت، سه محور اصلی این رویداد را میتوان سه ضلع یک تصویر واحد دانست: «برای مردم» یادآور مخاطب و تجربه انسانی است، «برای شهر» به تهران و زیست شهری نگاه میکند و «برای هنر» توجه را به خود اثر و جریان هنری بازمیگرداند. کنار هم قرار گرفتن این سه محور، ماه هنر تهران را به تجربهای فراتر از مجموعهای از افتتاحیهها و نمایشگاههای همزمان تبدیل میکند.
اگر این رویداد بتواند ارتباطی ماندگار میان گالریها، هنرمندان و مخاطبان ایجاد کند، شاید مهمترین دستاوردش نه تعداد نمایشگاههای برگزارشده، بلکه تغییری باشد که در شیوه دیدن هنر در تهران ایجاد میکند؛ اینکه گالری دیگر صرفاً مقصدی برای مخاطب حرفهای نباشد، شهر فقط محل قرار گرفتن گالریها نباشد و هنر نیز صرفاً به عنوان یک کالای نمایشگاهی دیده نشود. در چنین صورتی، شعار «برای مردم، برای شهر، برای هنر» میتواند از یک عنوان برای یک رویداد، به تعریفی از یک تجربه جمعی در پایتخت تبدیل شود.
