تهران آرت فر

در عبور از «کوچه‌ها»

هر آنچه از کوچه به عنوان نمادی از شهر در یاد داریم با مفاهیمی از طبیعت، کودکی و عشق و یادگار از سرزمین مادری پیوند دارد و همه‌ی آن‌ها را می‌توان در عبور از میان آثاری که از مریم سالور در نمایشگاه «کوچه‌ها» در باگالری ارائه شده، دریافت کنیم. مریم سالور، هنرمندی با پیشینه‌ای چنددهه‌ای در نقاشی، مجسمه‌سازی و تجربه‌ کار با مواد و متریال‌های گوناگون، در آثارش همواره میان خاطره، طبیعت، انسان و جهان پیرامون در رفت‌وآمد است. در مجموعه‌ای از آثار متعلق به سال‌های مختلف، از «Childhood» و «Arghavan» تا «Iran» و «Lovers»، این تجربه زیسته در قالب‌هایی متنوع و زبانی شاعرانه بازتاب یافته است. سالور در گفت‌وگو با ماه هنر از شکل‌گیری این آثار، رابطه‌اش با متریال، نمایش آثار قدیمی‌تر در کنار آثار جدید و نگاهش به ایران و روزگار معاصر می‌گوید.

در آثار شما مفاهیمی مثل کودکی، ایران، ارغوان، پری و عاشقان دیده می‌شود. هر یک مربوط به چه سالی هستند؟ چه عواملی تنوع آثار شما را رقم زده است؟
آثار به سال‌های مختلفی مرتبط است و بنا به موضوع این نمایشگاه انتخاب شده‌اند و به نمایش درآمده‌اند. هنرمند باید با پیرامون خود در صلح و صمیمیت باشد. آنچه ما در آثار منتشر می‌کنیم حتی اگر بنا به رویکردی اعتراضی با خشونت یا سیاهی همراه باشد، قطعا آنچه ایجاد می‌کند سیاهی خواهد بود.

چرا «Childhood» را در ابعادی بزرگ‌تر از بسیاری از آثار دیگر این مجموعه ارائه کرده‌اید؟ رسیدن به چنین مفهومی با این عناصر چطور حاصل شد؟
انتخاب این ابعاد برای اثر علت خاصی نداشته است. ابتدا کار را شروع کردم و وقتی که به سرانجام رسید وبعد از چند هفته که به آن نگاه کردم، متوجه شدم که این اثر کاملا یادآور کودکی من و گم شدن در میان درختان و نور و سبزینگی‌هاست. این اثر با شیطنتی میان خطوط و آینه‌ها همراه است. در این روزهای غمگین به کارگاهم، آسایشگاه مقدسم پناه می‌برم، درخت میکارم و امید کشت می‌دهم.

IMG_1145-20260910090410.JPG


در میان آثار این نمایشگاه، از میکس‌مدیا روی بوم تا پاپیه‌ماشه و سرامیک استفاده کرده‌اید. چه چیزی تعیین می‌کند که یک ایده با چه ماده‌ای اجرا شود؟
من از پیش برای سوژه‌ی کارم تصمیم نمی‌گیرم. من در آتلیه با افکارم، لحظه‌ی اکنونم، خاطراتم و متریالم بازی می‌کنم. گاهی سوژه به من می‌گوید که با کدام متریال کار کنم. کلا مواد و متریال مختلف را دوست دارم و بسیاری از مواقع متریال جدید منجر به ادامه‌ی فعالیت من و انگیزه‌ی خلقی تازه بوده‌اند.

در مجموعه‌ی «Arghavan» با پنج اثر مواجهیم. درباره‌ی این فرم و مضمون توضیح دهید؟
درخت ارغوان از کودکی در همسایگی ما بود و باعث شد که الهام بگیرم. اسم این اثر را «درخت ارغوان سرهنگ جهانبگلو» گذاشتم چون همسایه ما این نام را داشت.

چه زمانی احساس می‌کنید یک اثر نیاز به نام دارد و چه زمانی ترجیح می‌دهید بی‌عنوان باقی بماند؟
نام آثارم بعد از خلق هر یک توسط خودشان به من گفته می‌شود. بعضی از آثار هم گویی که نامی نمی‌خواهند در نتیجه بی‌نام می‌مانند.

در دو اثر «Iran 1» و «Iran 2»، نقشه ایران را در دو فرم نشان می‌دهد و علت به کار بردن دو فرم چیست؟ در آثار شما مرز میان فیگور، خاطره و عناصر خیال‌پردازانه چندان مشخص نیست. آیا این محوشدن مرزها آگاهانه است؟
ایران یک، کاملا شبیه نقشه ایران است و به طور اتفاقی خلق شد البته که باورم چنین است که اتفاق وجود ندارد و هر چه هست باید چنین باشد. تیرگی‌هایی که در بخش جنوبی اثر کار شده با موقعیت کنونی کشور ما همخوان است. ایران دوم هم در واقع آرزوی من برای سرزمینم بود. من آرزوی ایرانی چنین درخشان و منظم را دارم.
هیچ مرزی در هیچ یک از آثارم آگاهانه نیست و برخاسته از ناخودآگاه من است. کار بداهه را دوست دارم. هنر من بیشتر مربوط به زندگی‌ام است. تلخی و تاریکی هم در کنار زیبایی‌های زیستن وجود دارد که در آثارم هم به نوعی منعکس می‌شود اما محوتر و شاعرانه‌تر نشان‌شان می‌دهم.

IMG_0890-20260910091133.JPG



 سه اثر سرامیکی از مجموعه‌ی «Lovers» مربوط به سال ۲۰۲۳ هستند، در حالی که بخش مهمی از آثار این نمایشگاه متعلق به سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ است. قرار گرفتن این آثار قدیمی‌تر در کنار آثار جدید چه اهمیتی برای شما دارد؟
آثار مربوط به دوران مختلفی است و در هر حال همه توسط یک نفر یعنی من خلق شده است. البته این مجموعه از مجسمه‌های من به انتخاب بهناز امینی، مدیر گالری با، در نمایشگاه قرار گرفت.

IMG_0888-20260910085738.JPG



 در آثار متاخرتان، آیا احساس می‌کنید رابطه‌تان با متریال تغییر کرده است یا همچنان با همان زبان به سراغ آن‌ها می‌روید؟ همچنین در مواجهه با مضامین تا چه حد تغییرات را حس می‌کنید؟
لحظه به لحظه تغییر در جهان و در وجود خود ما جاری است. وقتی به موضوعی می‌پردازم و کار جدیدی را انجام می‌دهم یعنی یک درجه عمیق‌تر به سراغ آن مفهوم حرکت کرده‌ام. هیچ لحظه‌ای شبیه لحظه‌ی پیشین نیست و به همین خاطر هیچ اثری شبیه اثر دیگری نیست.

همکاری‌تان با گالری «با» و «ماه هنر» چطور شکل گرفت؟

خانم بهناز امینی خیلی مدیر منظم با تیمی بسیار همراه در کنار هنرمند قرار دارند. من کمتر زنی فعال در این عرصه مثل او دیده‌ام که اینچنین همکاری منظم و خوبی داشته باشد.

ماه هنر تهرانگالری‌های تهرانمصاحبه

مطالب مرتبط

«آنچه پدیدار می‌شود»؛ دعوت مخاطب به مکاشفه است«دور از دیدن»؛ نسلی برای زیر و زبر کردن زمین هنراستوار در فوران آنچه نخواسته‌ایم
بازگشت به وبلاگ
در عبور از «کوچه‌ها» | تهران آرت