تهران آرت فر

«آنچه پدیدار می‌شود»؛ دعوت مخاطب به مکاشفه است

گالری «باشگاه» به‌عنوان یکی از زیرمجموعه‌های مجموعه فرهنگی و هنری آرتهال، از سال ۱۴۰۲ تاکنون با مدیریت علیرضا جوادی در قلب گالری‌های مرکز شهر فعالیت دارد. آنچه هویتی متمایز و رویکردی پژوهشی و هنری به «باشگاه» بخشیده، نگاه علیرضا جوادی به هنر معاصر و مسیرهایی دیگر است. این نگاه او تا حد زیادی با فعالیت حرفه‌ای‌اش به‌عنوان هنرمند در عرصه هنرهای تجسمی امروز ارتباط دارد. فعالیت «باشگاه» در مسیری دیگر، با کمترین هیاهوی معمول در بسیاری از نهادهای مشابه، همراه است.

علیرضا جوادی، متولد 1365 در تهران است. او  از سال 1383 وارد هنر شد اما فعالیت حرفه‌ای خود را از سال 1385 با خوشنویسی و سپس شیوه‌ی چاپ آغاز کرد. اهمیت ایده و فرایند شکل‌گیری در آثار شخصی جوادی و در رویکردی که مدریت‌اش در «باشگاه»، آشکار است.

جوادی در شکل‌گیری نمایشگاه پیش‌رو با عنوان «آنچه پدیدار می‌شود»، با توجه به طیف وسیع مخاطبان رویداد «ماه هنر»، تلاش کرده است تا علاوه بر انتخاب آثار، به شیوه ارائه و مواجهه مخاطب با فضای گالری نیز توجهی ویژه داشته باشد. در این نمایشگاه، فضا، اثر هنری و مخاطب در ارتباطی متقابل قرار می‌گیرند و تجربه‌ای مبتنی بر کشف، جست‌وجو و مکاشفه شکل می‌گیرد.
این نمایشگاه با 15 هنرمند تا 20 شهریور ماه در گالری «باشگاه» ادامه دارد.

ایده شکل‌گیری نمایشگاه «آنچه پدیدار می‌شود» و انتخاب هنرمندان حاضر در آن چگونه شکل گرفت؟
با مطرح شدن ماه هنر، به جای اینکه ایده‌ی مردم، شهر و هنر را مستقل ببینم هر سه مفهوم را با هم در نظر گرفتم، چون به نظر من هیچ یک از هم جدا نیستند و می‌تواند یک بیان داشته باشد. یکی از مواردی که در نظر گرفتم این بود که وقتی در خیابان یا شهری راه می‌رویم، یک سری موارد برای ما جالب توجه است، به طور مثال کنجی، عمارتی و .... علاوه بر شهر، خیابان و جاده که همیشه با آن‌ها برخورد داریم جایگاه‌هایی نیز وجود داشته که سعی داشتم آن‌ها را به گالری وارد کنم. بیشتر در صدد هستم که وقتی مخاطب وارد گالری می‌شود با کشف و جستجو مواجه باشد و با مکاشفه همراه باشد. در این مسیر تصمیم گرفتم که نخست، فضای گالری را به خود اثر هنری تبدیل کنم. نکته‌ی دوم، این بود که هر بخش از گالری یک محل جستجو باشد. مثلا در اتاق طراحی بهه همراه  مهدی راحمی و حسین طادی، هنرمندان این آثار،  تقریبا هزار اثر را نصب کردیم. به جای اینکه این هزار طراحی را در کنار هم بچینم، به صورت لایه لایه و از روی هم گذاشتن‌ آن‌ها کل دیوارها را با طراحی‌ها پوشاندیم.
مخاطب وقتی وارد اتاق می‌شود با حجم زیادی از طراحی مواجه است و خودش را در میان یک اثر هنری بزرگ‌تر که متشکل از آثار طراحی و خود فضا است، می‌بیند. فضا با آثار درگیر است و مخاطب در بین طراحی‌ها عملا غرق می‌شود. مخاطب چیزهایی را پیدا می‌کند که برایش خیلی جذاب است مثلا بخشی از یک اثر که پنهان است و بخشی از آن پیداست. این پیدا و پنهان بودن‌ها، لایه لایه بودن‌ها و تغییر موقعیت مخاطب نسبت به این فضا، خوانش اثر را متفاوت می‌کند.

5819086817117016362-20260909095353.jpg



در بخش دیگری از نمایشگاه، مکعبی متشکل از آثار سه هنرمند شکل گرفته است. ایده این چیدمان چگونه شکل گرفت و حضور مخاطب چه تأثیری بر مواجهه او با آثار دارد؟

در این بخش از گالری یک مکعب آثار به صورت آویزان قرار دارد. این چیدمان  از آثار  سه هنرمند تشکیل شده و سه وجه آثار و یک وجه هم خالی است. در طول نمایشگاه مخاطب حس می‌کند آن پشت هم اثری است و نگاهی به آن می‌اندازد. در خصوص این ایده هم وقتی مخاطب با هر یک از این آثار برخورد دارد، بخشی از کار هنرمند دیگر را هم می‌بیند و وقتی می‌چرخد سمتی از دیدش پنهان و سمت دیگر پررنگ‌تر می‌شود. همچنین سه اثر با هم به یک حجم مستقل شده و به نوعی یک اثر چیدمان است و مخاطب با تغییر موقعیت خودش اثری تازه را می‌بیند. این فضای مکعب هم با اتاق طراحی ارتباط می‌گیرد و از هم تاثیر می‌گیرند. در بخش دیگری اثر نسترن صفایی  را داریم که مجسمه‌ای از پا است که پشت پرده است و باز هم مخاطب در نگاه اول ممکن است مجسمه را نبیند. با چرخیدن و عبور از پرده‌ها با اثر مواجه می‌شود. در کنار آن اثری از میلاد جهانگیری قرار دارد. 

همچنین اثر فاطمه اسلامیان، یک اینستالیشن است که با تعداد زیادی از توری‌های کاغذی و الیاف طبیعی خلق شده و یک فضای معاصر را تشکیل داده است. خود این لایه‌ها، عبور نور، حرکت مدام و علاقه بیننده به برخورد با آن و لمس اثر موقعیتی ایجاد می‌کند که مخاطب را به بخشی از خود اثر تبدیل می‌کند و فضای کشف و شهودی را که در بر دارد با سایر بخش‌های نمایشگاه مرتبط است.
کلیت این توضیحات به انتخاب عنوان نمایشگاه یعنی «آنچه پدیدار می‌شود» ختم شد.

5819086817117016334-20260909095431.jpg

ضرورت ارایه چنین نمایشگاهی در ماه هنر را بر چه اساس می‌بینید؟

ما به صورت معمول در هر ماه، دو نمایشگاه برگزار می‌کنیم. وقتی ایده‌ی ماه هنر شکل گرفت، از ابتدا به نظرم اهمیت بالایی را در بر داشت که باید به صورت مجزا و جدا از یک نماش معمول به آن فکر کنیم. باید برای ماه هنر بیشتر فکر می‌کردم و آنچه که ارائه می‌دادم، مخاطبان گسترده‌تری را در بر می‌گرفت. جامعه‌ی گسترده‌تری به سمت گالری می‌آید و باید نمایشگاهی متناسب با این ایونت سراسری و بزرگ را برگزار می‌کردیم.

انتخاب هنرمندان بر چه اساس رخ داد؟

زمانی که این نمایشگاه در ذهن من شکل می‌گرفت دنبال هنرمندانی بودم که این شاخصه‌ها را داشته باشند. مثلا شما در نگاه اول در اثر شهرام کریمی یک طبیعت ساکن می‌بینید اما با دقتی بیشتر، عناصر در حال حرکت را می‌بینید و آن‌ها به واسطه‌ی ویدئویی که روی اثر نمایش داده شده، دیده می‌شوند. از هشوار خواستم به گالری بیاید و همان برخوردی که با گرافیتی در خیابان دارد را در گالری انجام دهد. عموما گرافیتی خیلی در چشم نیست و در گوشه و کنار تگ می‌زنند. هشوار هم همین ‌کار را کرد و  در جاهایی که بخش‌های عادی گالری به شمار نمی‌آید گرافیتی انجام داد. همان برخوردی که با گرافیتی در سطح شهر داشتیم اینجا هم داریم. سایر هنرمندان و آثارشان نیز بر اساس ایده اصلی انتخاب شدند.

نمایشگاه پیش رو تا چه حد با در نظر گرفتن فروش و بازار هنر شکل گرفته است؟
در شرایط فعلی کشور، فروش بسیار پایین است ولی بخش زیادی از آثار مانند «اتاق طراحی» با قیمت مناسب‌تری ارائه شده‌اند.

در اتاق طراحی قیمت کارها پایین‌تر از شیوه‌ای است که به صورت قاب شده روی دیوار برود بقیه آثار همینطور قیمت‌گذاری و چیدمان شده است و هدف این بود که از دایره‌ی فروش خارج نباشند.

بعضی از هنرمندان بازار مستقل خودشان را دارند و آثارشان داخل و خارج از گالری فروش دارد و در بازار هنر فعال هستند. به طور کل وقتی چنین ایده‌ای داریم اگر فروش را به عنوان الویت در نظر بگیریم، کار سخت‌تر می‌شود و باید ابعاد مهم‌تری را لحاظ کنیم. البته ما تلاش کردیم که شرایط فروش را هم ایجاد کنیم و تا حدی موفق بودیم.

5819086817117016370-20260909095729.jpg

به نظرتان آیا الزاما گالری‌داری و کیوریتوری همسو هستند؟برای خودت کدام جذاب‌تر است.

گالری‌داری هم به نوعی کیوریتوریتوری را در بر دارد.  گاهی گالری یک تیم کیوریتوری دارد و گاهی هم یا مثل من یک دستیار دارد. لزوما این‌طور نیست که اگر گالری‌دار باشی نباید کیوریتوری کنی. اینطور نیست که با هم تضاد داشته باشند بلکه همسو هستند. برای من هر دو کار جذابی است ولی هر یک در موقعیت خودش. من نمایشگاه‌های زیادی برگزار کردم و به صورت معمول ۱۵ نمایش در سال برگزار کرده‌ام. آیا برای همه‌ی این‌ها باید عنوان کیوریتور داشته باشم؟ نه. کدام‌ها برای من جذاب‌تر است؟ آن‌هایی که گردآوری‌شان از شیوه‌ی معمول سایر نمایشگاه‌ها خارج بوده است. صرفا ترتیب قرار گرفتن آثار و انتخاب هنرمندان ملاک نیست و بعد پژوهشی آن بیشتر اهمیت دارد. این کار برای من این‌طور تعریف می‌شود تا بخواهم بگویم گالری داری جذاب‌تر است یا کیوریتوری.

 

ماه هنر تهرانگالری‌های تهرانمصاحبه

مطالب مرتبط

«دور از دیدن»؛ نسلی برای زیر و زبر کردن زمین هنراستوار در فوران آنچه نخواسته‌ایمعوامل ماه هنر تهران در نشست با خبرنگاران هنرهای تجسمی
بازگشت به وبلاگ
«آنچه پدیدار می‌شود»؛ دعوت مخاطب به مکاشفه است | تهران آرت