تهران آرت فر

استوار در فوران آنچه نخواسته‌ایم

عزیمت ماده‌ی سرامیک در «کریستالی کردن یک ذهن آمورف»، با گذر از تکنیک‌، مسیر پخت و البته جهان هنرمند به دو بافت مختلف و دو فرم منسجم و نامنسجم رسیده که گرچه متضاد و نامتجانس به نظر می‌آید اما تضادی آشنا از پایدار ماندن در فورانی از ناخواسته‌ها را یادآور می‌شود و به همین دلیل، مخاطب را به تماشای خود در مرور انتزاعی آشنا، گرداگرد گالری می‌کشاند.
فهیمه حیدری، هنرمند نمایشگاه «کریستالی کردن یک ذهن آمورف» به کیوریتوری جلال شهابی در گالری آتبین، ماده را به فرآیندی، از انعطاف به شکنندگی و از وضعیتی آمورف به ساختاری کریستالی می‌رساند تا آنچه تجربه‌ی شخصی‌اش می‌داند را بر آثار متجلی سازد.

فهیمه حیدری، متولد ۱۳۶۲ در ارومیه است. او دانش‌آموخته‌ی کارشناسی صنایع دستی از دانشگاه هنر اسلامی تبریز و کارشناسی ارشد طراحی سرامیک از ترکیه است و در حال حاضر دوره دکتری خود را نیز در ترکیه دنبال می‌کند. در شکل‌گیری «کریستالی کردن یک ذهن آمورف»، همکاری او با جلال شهابی، کیوریتور این نمایشگاه نیز از سال ۱۴۰۱ و از دل فضای آموزشی و کارگاهی «کارگاه هنر» آغاز شده و به همکاری مستمر میان هنرمند و کیوریتور رسیده است. مجموعه‌ی کنونی در امتداد مفهومی از مجموعه‌ی پیشین فهیمه حیدری پدیدار شده که بنا به دلایلی که در گفتگو به آن اشاره کرده، برگزار نشده است.
این هنرمند به همراه کیوریتور علاه بر نمایش آثار، مخاطب را به روند خلق اثر در روز جمعه، 13 شهریور در حیاط گالری آتبین دعوت کرده است.


فرآیند شکل گیری نمایشگاه «کریستالی کردن یک ذهن آمورف» و همکاری با جلال شهابی به عنوان کیوریتور این نمایشگاه چگونه پیش رفت؟

همکاری من و آقای شهابی در سال 1401 و در جریان تدریس من در ورکشاپی به مدت دو روز در «کارگاه هنر»، با مدیریت ایشان شکل گرفت و تا کنون به خوبی ادامه داشته است. ما در خصوص مجموعه‌ی پیشین من و مجموعه‌ی کنونی با هم صحبت کردیم و ایشان آثار را کیوریتوری کردند. سال 1403 قرار بر برگزاری نمایشگاهی از مجموعه دیگری از من بود و ما آثار را از ارومیه، محل زندگی من به تهران آوردیم اما شب قبل از چیدمان، آثار از پشت ماشین، سرقت شد. در نهایت فقط تصاویر آن آثار را در کارگاه هنر به نمایش گذاشتیم. «کریستالی شدن یک ذهن آمورف» در واقع در امتداد مفهوم مستتر در مجموعه‌ی قبلی یعنی تسلط بر فضای ذهن رقم خورد و در نمایشگاه کنونی با فرمی متفاوت اجرا شد. 

بیانیه‌ی نمایشگاه به مفاهیم برخاسته از دغدغه‌های اجتماعی و انسانی اشاره دارد اما آثار بیشتر متکی بر فرم و تکنیک هستند، این تضاد را چطور توضیح می‌دهید؟

روند پخت ماده‌ی سرامیک به نوعی با مفهوم مورد نظرم هماهنگ است. وقتی با سرامیک کار می‌کنید، پیش از پخت با حالتی منعطف رو به رو هستید اما پس از پخت همان مواد حالتی شکننده به خود می‌گیرد و ماهیتش تغییر می‌کند. آن صدای زنگ که از سرامیک می‌شنویم حاصل از کریستالی شدن مواد است.
آثار من دو بافت مختلف را در بر دارند تا همین تضاد را نشان دهند. بخشی منسجم که از گل و به واسطه‌ی چرخ یا دست پدید آورده‌ام و نقوش هندسی ایرانی را روی آن‌ها ایجاد کرده‌ام و بخشی هم با بافت ترک خورده است.

5823527087451607014-20260905072538.jpg


بنابراین بافت در اثر شما از مسیر اجتناب‌ناپذیر ذات ماده پدید نیامده یعنی آگاهانه از «ناهمواری»، «ترک»، «تراکم» و «فرسودگی» به‌عنوان زبان بصری استفاده کردید.
بله. برای بخشی که نیاز به ترک‌ها داشتم از گل سلولزی استفاده کردم تا به این بافت برسم. با توجه به اینکه متریال همه‌ی آثار سرامیک است، من تکنیک‌های مختلفی روی آن‌ها به کار بردم تا بتوانم مفهوم مد نظرم را نشان دهم.


عنوان «کریستالی کردن یک ذهن آمورف» از یک فرایند صحبت می‌کند نه یک وضعیت نهایی و گویی ما در جایی میان فرآیند و نتیجه با اثر مواجه می‌شویم. آیا ما با تلاش برای نظم دادن به آشوب مواجهیم یا با تبدیل یک وضعیت به وضعیت دیگری؟
دقیقا هدف من همین بوده است. تلاش برای نظم، یک تلاش روزمره و مستمر است. کل موضوع نمایشگاه، نظم دادن به یک آشوب ذهنی است زیرا هر فرد در جامعه‌ی ما هر روز دستخوش تحولاتی در سال‌های اخیر بوده که اکثرا هم منفی است. از سویی وقتی هنرمند تصمیمی می‌گیرد که به موضوعی انتزاعی مثل احساسات انسان بپردازد باید به علت یا معلول آن حس بپردازد. تجسم امر انتزاعی از مسیر فرم پیش می‌رود.


آیاعلاقه‌مندی شما به مواد و شیمی در شکل‌گیری این مواد دخیل بوده است؟
بله، بخش مهمی از خاصیت کار با سرامیک به شیمی مواد مرتبط است. آنچه باعث می‌شود که من به فرم‌ها و رنگ‌های مورد نظرم در سرامیک برسم، شیمی بوده است. اساسا درکی میان من و این ماده یعنی سرامیک وجود دارد و منجر به خلق طرح‌هایم با توجه به محدودیت‌ها و ویژگی‌های آن می‌شود.

اشاره به «منطقه بلاخیز در جهان» در و اقع ما را با انفجار و انبوهی که حجم هندسی منسجمی از آن بیرون می‌زند مواجه می‌کند.

من مفهوم کلی جامعه را در نظر نگرفتم بلکه دغدغه‌ام، متمرکز بر تنش‌های روزانه‌ای بوده که زندگی در منطقه‌ی بلاخیز برای هر یک از ما به صورت فردی پدید می‌آورد و هر یک به نحوی با نتایج این تنش‌ها دست و پنجه نرم می‌کنیم. این مجموعه از تنهایی‌های من در کارگاهم و رویارویی با همین تنش‌های سال‌های اخیر زاده شد.

دعوت مخاطبان به تماشای فرآیند پخت اثر در کوره و در حیاط گالری آتبین با چه هدفی اتفاق افتاده است؟
این کار، هنر و اجرا محسوب می‌شود و به نوعی پرفورمنسی است که مخاطب را هم در مرحله‌ی نهایی و روند ساخت سهیم می‌کند. اثر سرامیکی با پخت کامل می‌شود و ما کوره را در پیرامون کار قرار خواهیم داد و بعد از اینکه نتیجه حاصل شد، کوره را خراب می‌کنیم. هدف ما، حضور مخاطب در پایان و شاید مهم‌ترین مرحله‌ی ساخت اثر است که با همراهی گالری آتبین این اجرا در روز جمعه، تاریخ 13 شهریور برگزار می‌شود. همچنین ورکشاپ سه روزه در هفته‌ی پیش رو در «کارگاه هنر» برگزار خواهد شد.
این نمایشگاه زیرمجموعه‌ی رویداد «ماه هنر تهران» برگزار شده است.

IMG_3661-20260905072607.JPG



منبع متن: سینمااعتمادآنلاین/ هنرهای دیگر

گالری‌های تهرانمصاحبه

مطالب مرتبط

ندا درزی: تو را زنانه میخواهم، خطابیست به شهرباغ موزه هنر ایرانی میزبان رویدادهای ماه هنر تهرانتکرار تجربه‌ی همراهی جمعی در هنرهای تجسمی
بازگشت به وبلاگ
استوار در فوران آنچه نخواسته‌ایم | تهران آرت