وقتی نظریه به فضا تبدیل میشود

برخی نمایشگاهها، از دهه ۱۹۸۰ به بعد مسیر متفاوتی را آغاز کردند و از الگوی معمولِ نمایش و تماشای اثر فاصله گرفتند و خودِ نمایشگاه را به فرصتی برای اندیشیدن، تجربه کردن و مواجهه با مسائل پیچیده تبدیل کردند. در این پروژهها، فلسفه، معماری، فناوری، علم و سیاست در سازماندهی فضا و تجربه مخاطب حضور موثر پیدا میکنند. چهار نمونه زیر، با وجود تفاوتهای تاریخی و نظری، نشان میدهند چگونه یک نمایشگاه میتواند از «محل نمایش آثار» فراتر رود و به فضایی برای تجربهی یک ایده تبدیل شود.
«ماده های نامشهود»، ۱۹۸۵
گرندگالری، مرکز پمپیدو، پاریس
کیوریتورها: ژانفرانسوا لیوتار ،تیری شاپو
در سال ۱۹۸۵، مرکز پمپیدو در پاریس پروژهای را برگزار کرد که از همان ابتدا جدا از قالبهای متعارف نمایشگاه هنری بود. « مادههای نامشهود» به کیوریتوری فیلسوف فرانسوی ژانفرانسوا لیوتار و نظریهپرداز طراحی تیری شاپو در گراند گالری مرکز پمپیدو برگزار شد. این پروژه، تلاشی برای ایجاد تجربهای فکری و حسی درباره تغییرات جهان در آستانه عصر فناوری بود.
لیوتار و شاپو برای توصیف این پروژه از واژه فرانسوی «Manifestation»، استفاده کردند. آنها نمیخواستند پروژه را « Exhibition » بنامند، چون قصد داشتند آن را از قالب متعارف نمایشگاه هنری جدا کنند.
هدف، ایجاد تجربهای تازه از حرکت در فضای نمایشگاه بود، تجربهای که مخاطب را با نشانههای ظهور جامعهای رایانهای روبهرو میکرد و قرار بود رابطه انسان با جهان و شیوه دریافت و انتقال اطلاعات را دگرگون کند.